هفته سلامت روان، فرصتی است برای بازنگری در ساختارهای حمایتی جامعه و تمرکز بر بخشهایی از جمعیت که به دلیل عوامل زیستی، اجتماعی یا اقتصادی، در معرض آسیبهای روانی بیشتری قرار دارند. به مناسبت روزشمار هفته سلامت روان (چهارشنبه ۲۲ مهر ماه) با شعار «سلامت روان گروههای آسیبپذیر و کمتوان»، طاهره سادات علوی کارشناس مسوول مشاوره، با تأکید بر ضرورت توانمندسازی روانشناسان، ابعاد گوناگون این موضوع را تشریح کرد. سلامت روان تنها به معنای نبود اختلال روانی نیست، بلکه وضعیتی از رفاه است که در آن فرد میتواند از توانمندیهای خود استفاده کند، با استرسهای معمول زندگی کنار بیاید و به شکلی سازنده در جامعه مشارکت کند. با این حال، این توانمندی در «گروههای آسیبپذیر» به دلیل وجود عوامل خطر، به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد.
گروههای آسیبپذیر به دستهای از افراد گفته میشود که به دلیل محدودیتهای ساختاری یا فردی، توانایی مقابله با استرسها و بحرانهای محیطی را کمتر از میانگین جامعه دارند. این گروهها را میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد:
گروههای کمتوان: شامل افراد دارای معلولیتهای جسمی، ذهنی یا اختلالات عصبی-تکاملی که نیازمند حمایتهای مستمر برای حفظ تعادل روانی خود هستند.
گروههای آسیبپذیر اجتماعی: شامل کودکان، سالمندان، زنان در شرایط بحرانی، پناهندگان، افراد تحت تأثیر فقر یا بیخانمانی، و اقلیتهای محروم.
عوامل تضعیفکننده سلامت روان
عوامل تضعیفکننده سلامت روان در این گروهها تحت تأثیر تعامل پیچیدهای از سه عامل اصلی است:
۱. عوامل زیستی: ژنتیک، تغییرات هورمونی در سالمندی، یا آسیبهای مغزی ناشی از معلولیتها که مستقیماً بر تنظیم هیجان و خلقوخو اثر میگذارند.
۲. عوامل روانشناختی: تجربه تروما (ضربه روانی)، فقدان عزتنفس، احساس ناتوانی و یادگیری بیدفاعی که در اثر محرومیتهای طولانیمدت ایجاد میشود.
۳. عوامل اجتماعی-ساختاری: تبصیر و تبعیض، انزوای اجتماعی، عدم دسترسی به خدمات سلامت، فقر و نبود شبکههای حمایتی. این عوامل باعث ایجاد «استرس مزمن» میشوند که عامل اصلی بروز اختلالاتی نظیر افسردگی، اضطراب و PTSD است.
چالشهای مداخلات درمانی
مداخلات درمانی برای این گروهها با چالشهای منحصر به فردی روبروست؛ از جمله اینکه بسیاری از افراد در این گروهها به دلیل ترس از قضاوت، تمایلی به جستجوی کمک ندارند. همچنین محدودیت دسترسی، عدم تناسب میان خدمات تخصصی روانی با توانایی اقتصادی یا جغرافیایی این افراد، و پیچیدگی تشخیص در افراد دارای معلولیت ذهنی یا سالمندان از دیگر موانع جدی در این مسیر به شمار میرود.
راهکارها و پیشنهادها
در همین راستا، پیشنهاد میشود مداخلات در سطح نخست با آموزش مهارتهای زندگی و تابآوری به خانوادهها، کاهش پیشفرضهای غلط درباره معلولیت و محرومیت، تقویت شبکههای پیوند اجتماعی و ایجاد فضاهای فراگیر (به گونهای که فرد احساس تعلق و مفید بودن کند) دنبال شود. در گامهای بعدی نیز مداخلات فردی و تخصصی، استفاده از رویکردهای مبتنی بر شواهد و درمانهای شناختی برای افراد با تواناییهای خاص امکانپذیر خواهد بود.












نظر شما